خرید بک لینک

حوصله ندارم خاطرات مشهدو بنویسم:/black eye1 smiley

رفتیم لباس خریدیم خیلی خوب بود...

ماشین میلیاردی هم ندیدم:/فامیلمون ک تو مشهده میگ فقط دو یا سه تا مازراتی تو مشد هس اونم مال اقای فلان و فلانه ک اینکاره و اونکارن!منم قانع گشتم راستم میگف:|همش یا سانتافه بود یاx3 یا توسان یا سوناتا یا النترا و...:/

راستی دانشگاه فردوسی رو هم دیدمbig smile2 smileyبه دانشگاه مامیم سر زدیمbig smile2 smiley

روزی ک خواستیم بریم حرم در واقع شب بودbig smile2 smiley

از بازار ک 6ساعت داشتیم راه میرفتیم مامی گف حالا بریم حرمbig smile2 smiley

اونوخ من:حال نداررررررررررممممممممممممم:/(واقعن دلم میخواس یکی منو کول کنه انقده خسته شده بودم:|)

مامی بدون توجه ب من گف بریم و رفتیم و منم بی حال چادر دستم گرفتم و همش تو حرم غر میزدم!:|

مامی نیز گف به جای غر زدن صلوات بفرس و سلام بده به آقا:)

منم گفتم چشم:)

داشتم به دندون پزشکی فک میکردم و صلوات میفرستادم ک یهو دیدم یچی خورد به چادرم!انگار یکی دست زد بهم!

برگشتم ببینم کیه!دیدم پرنده ی سفید خوشگل حرم بودangel3 smileyاز اونا ک دوس دارمbliss smiley

وایییی خیلی ناز بود درست فرود اومد پشت سر من انگار دست کشید:)آخه پرنده جان چجوری بین اون همه جمعیت اومدی خب نمیگی له میشی:/همون لحظه کلی ادم جم شدن دور همون پرنده بیچاره:/

خواهرم صدام زد گف مینا بیا دیگ به چی نگاه میکنی؟

بعد برای خواهرم ک تعریف کردم گف به چی داشتی فک میکردی منم گفتم به دندون پزشکی و صلوات میفرستادم...

اونم گف خدا خیلی دوست داره مینا:)

نمدونم آخه یه پرنده ی حرم چ ربطی میتونه داشته باشه ب دوست داشتن خدا نسبت ب من؟0_o

همون پرنده ی خوشگل باعث شد حالم عوض شه تا نگاه کردم بهش خستگیم در رف:)))))))

فک کنم خواس بگ اینجا اومدی ناراحت نباش:)))))))))

+وقتیم رفتیم ک وضو بگیریم تا چادرو در اوردم یک خانومه عرب بهم گف ماشالله

اونوخ من:|big smile2 smiley

دیگ اینکه فازش چی بودو نمیدونم!:|

++پرندهه کپ عکس بالایی بود:)

+++با یه خانومه هم دوست شدم ک خیلی خوش برخورد بود به طرز عجیبی خوشم اومد ازش انقد ک بامحبت و صمیمی بود خیلی حرفاش به دلم میشست:)))))))

خوشم میاد از اینایی ک بی دلیل به بقیه لبخند میزنن:))))))خودمم همین کارو میکنم بعضی وقتا بقیم ناخوداگاه لبخند میزنن انرژی مثبت ردوبدل میشه=)))))

++++برای همتون دعا کردم:)هرکی ک ب وبم سر میزنه;)من دعا کردنم یه جور خاصه!خخخbig smile2 smiley

دوستم ندارم با گریه و زاری دعا کنم:|

همین دیگ!:)

پ.ن:مثلا حوصله نداشتم بنویسم!big smile2 smiley


برچسبها: درهم برهم نویسی, نیشخند, خوشحالی, پرنده ی حرم

برچسب: نویسنده: رها کریمیان تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 2:44

صفحه بندی